ارزوی کوچیک اما بزرگ....

بنام خدا

 سلام

 ی شعر هست اردک تک تک منو یاد کسی میندازه که یه روز خیلی دوسش داشتم....با این که ی حیوونه حق دارم بهش لقب کس بدم.هر وقت صداش میزدم از ته حیاط پشتی به طرفم می اومد همیشه جواب میداد می گفت وک وک...دنبالم می اومد..اون تنها دوست کودکی های من بود.و همبازی لححظه های تنهایی....کنارم مینشست و با گرمای بدنم خودش را گرم میکرد سرشش را روی پا میگذاشتم و نازش میکردم یواشکی دور از چشم مامان تو بغلم میگرفتمش ...میبوسیدمش...همسرش رو از دست داد...خییلی دوسش داشت.اون همه چیزو تشخیص میداد. موجود با محبتی بود ...خلاصه ی روز دیدمم بدنش شپش کرده ...اقاجون برش پیش دوستش و قرار بود ی روز برام بیارتش اما دیگه برنگشت...حالا تنها ارزویی من دیدن اردک کودکیی ها مه ...ی ارزوی کوچیک اما بزرگ....

 

پی نوشت: از وقتی ی جوجه کوچک بود بزرگش کردم دو تا بودند.یکیشون خفه شد(پسره) ماده بود تخم هم مییذاشت. وقتی میبوسیدمش خیلی بوی بدی میداد! صداش میزدمم جواب میداد بدو بدو می اومد طرفم..... اسمش جوجو بود....

/ 8 نظر / 9 بازدید
شریک کودکیهای من شوید

تو اون روزهايي كه مياد كسي به فكر كسي نيست هركي به فكر خودشه به فكر فريادرسي نيست همه به هم بي‌اعتنــا حتي به مرگ همديــگه كسي اگه كمك بخواد كي مي‌دونه اون چي ميگه[ناراحت]

آزاده

سلام متن جالبی بود خوشحال میشم به منم سر بزنی و در مورد مطالبم نظر بدی موفق باشید

آزاده

سلام متن جالبی بود خوشحال میشم به منم سر بزنی و در مورد مطالبم نظر بدی موفق باشید

علی

سلام . چه با احساس . من این حس را درک میکنم . هنوز هم دارم . برای همین هیچگاه هیچ پرنده ای یا به قول شما هیچ کس را نگه نمی دارم . خیلی ناراحت میشم وقتی از دستش میدم . جالب بود . راستی خودتون خوبین .

علی

سلام . میدونید امروز 12 روز است که آپ نکردین و من هی سر زدم هی شعر ندیدم . خانم دلشاد اینا یک مشاعره گذاشته بودن . گفتم حتما شما هم هستی . آدرسش اینه . بیایید ببنید چی شد . خداحافظ http://nimnama.com/index.php?option=com_content&view=article&id=494:1388-08-28-04-24-19&catid=99:-152--28-&Itemid=25

علی

سلام . امروز 12 روز میشه آپ نشدین . هی اومدن یه شعر بخونم برم خبری نبوده . به من هم که سر نزدین . خانم دلشاد یه مشاعره گذاشته بود بیایین ببین چی شد . این ادرسشه . خداجافظ http://nimnama.com/index.php?option=com_content&view=article&id=494:1388-08-28-04-24-19&catid=99:-152--28-&Itemid=25

علی

به کدام سبزه اندر که چنین زما جدائی به کجای رفتی آخر که به ما رخ ننمائی نه ببینمت به خانه ات نه میان بیت مائی بنشینم انتظارت که زدر تو در بیایی امینی

علی

سلام . محبت دارین . اون مشاعره زمانش گذشت . در آدرسی بود که نوشته بودیم . مثل این که خیلی گرفتارین .