هجرت 2

یَا عِبَادِىَ الَّذِینَ ءَامَنُواْ إِنَّ أَرْضِى وَاسِعَةٌ فَإِیَّاىَ
فَاعْبُدُونِ‏
    (سوره عنکبوت آیه
56)

اى بندگانِ با ایمانِ من! همانا زمین من
وسیع است، پس تنها مرا بپرستید.

 
اسلام هجرت را براى گروهى از مردم واجب
کرده است. کسانى که در مناطق کفر و طاغوت زده زندگى مى‏کنند و گرفتار ستم و خفقانند
و رشد و نجات خود را در هجرت مى‏یابند باید هجرت کنند؛ لکن در برابر این وظیفه،
وسوسه‏هایى از درون و بیرون به انسان القا مى‏شود که در آیات بعد پاسخ این وسوسه‏ها
داده شده است از جمله:
* خطر مرگ. انسان مى‏گوید: اگر هجرت کنم، ممکن است مرگ
به سراغم بیاید. آیه‏ى بعد مى‏گوید: هر کجا باشید مرگ را مى‏چشید.
* خانه و
مسکن؛ که براى انسان دل کندن از آن سخت است و وسوسه مى‏شود که هجرت نکند، آیه 58
پاسخ مى‏دهد که به‏جاى مسکن دنیا به هجرت‏کنندگان، غرفه‏هاى بهشتى پاداش
مى‏دهیم.
* سختى‏هاى هجرت؛ که گاهى مانع هجرت اهل ایمان است. در آیه‏ى 59
مى‏فرماید: این وسوسه را باید با صبر و توکّل بر خداوند حل کرد.
* تأمین معاش.
کسى که در فکر هجرت است، ممکن است بگوید: هجرت، مرا از درآمد و روزى محروم مى‏کند.
در آیه 60 پاسخ مى‏دهد: روزى‏دهنده خداست وحتّى به موجوداتى که قدرت حمل روزى خود
را ندارند روزى مى‏دهد، چه رسد به مهاجرانى که اهل کار و تلاشند.
هجرت، زمینه‏ى
پیدایش اخلاص است. کسانى که هجرت نمى‏کنند و خود را وابسته به فرد، حزب، منطقه،
قبیله، امکانات و توقّعات این و آن مى‏دانند، خواه ناخواه مسائل منطقه‏اى، نژادى،
قبیله‏اى، تنگ‏نظرى‏هاى برخاسته از حسادت‏ها و رقابت‏هاى منفى خودى‏ها و بیگانگان،
انسان را از اخلاص خارج مى‏کند، و هجرت به مناطقى که مسائل فوق در آن نیست، بهترین
زمینه براى پیدایش اخلاص است.
امام باقرعلیه السلام ذیل این آیه فرمودند: از
حاکم فاسق پیروى نکنید و اگر ترسیدید که آنان سبب فتنه و انحراف در دین شما شوند،
هجرت کنید. «لاتطیعوا اهل الفسق من الملوک فان خفتموهم اَن یفتنکم عن دینکم فانّ
ارضى واسعة»(43)
/ 9 نظر / 61 بازدید
1001

**** بسم الله الرحمن الرحیم **** سلام اينگونه ظهور تو فراهم شدني نيست چون نوكر سربار تو آدم شدني نيست اللهم عجل ولیک الفرج **** منو جدا شدن از کوی تو خدا نکند ****

کوروش

این شیخ که آیتِ اَنیران باشد...وَز فتنه ی او ایران ویران باشد دیرا که نبوده ست،او ایران بوده ست...زودا که نباشد وی و ایران باشد کامِ همگان باد روا،کامِ شما نه...ایام همه خرم و ایامِ شما نه زان گونه عَبوسید که گویید مِیِ نوروز...در جامِ همه ریزد و در جامِ شما نه وان گونه شب اندوده که با صبحِ بهاری...شامِ همگان می گذرد شامِ شما نه اِی عامِ شما در بدی و دَد صفتی خاص...وی خاصِ شما نیک تر از عامِ شما نه سنجیدم و دیدم که نشانی ز تکامل...احکامِ نِرون دارد و احکامِ شما نه شادی گهرِ ماست که ما جانِ بهاریم...اِی ملتِ گریه به جز انعامِ شما نه انگار که خورشیدِ بهارانه ی ایران...بر بامِ همه تابد و بر بامِ شما نه اِی مردمِ ما را به جز اندیشه و دانش...بیرون شدی از مهلکه ی دامِ شما نه وَندر حقِ فرهنگِ هنر پرورِ ایران...اِکرام عُمَر دیدم و اِکرامِ شما نه شعر از اسماعیل خویی

نرگسی

بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام خانومه فائزه..خوبی؟ نیستی چرا؟[ابرو]

نرگسی

چقد پستت قشنگ بود..خیلیااااا.. تا حالا به این فکر نکرده بودم که هجرت باعث اخلاص میشه.. بازم بنویس دیگه..[گل] دوستت دارم..یاره قدیمی خودم..[گل]

نرگس

بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام آجی[ماچ] میشه بیای پست رو بخونی واگه دوست داشتی تو طرحش شرکت کنی؟: http://nasleentezar.blogfa.com/

نرگسی

بسم الله الرّحمن الرّحیم سلام[قلب] دوستت دارم فائزه..