زیر خاکستر...

زیر خاکستر

زیر خاکستر ذهنم باقی ست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز
یادگاری است ز عشقی سوزان
 که بود گرم و فروزنده هنوز
عشقی آنگونه که بنیان مرا
سوخت از ریشه و خاکستر کرد
غرق درحیرتم از اینکه چرا
 مانده ام زنده هنوز
گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
 آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز
سخت جانی را ببین
 که نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بی تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
 پیش چشمان تو شرمنده هنوز
 گرچه از فرط غرور
اشکم از دیده نریخت
بعد تو لیک پس از آنهمه سال
 کس ندیده به لبم خنده هنوز
 گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده من رفتی لیک
 دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
 دست ایام ورقها زده است
 زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
 همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
 دل من بردی و با دست تهی
 منم آن عاشق بازنده هنوز
 آتشی عشق پس از مرگ نگردد خاموش
 گر که گورم بشکافند عیان می بینند
 زیر خاکستر جسمم باقی است
آتشی سرکش و سوزنده هنوز

/ 5 نظر / 16 بازدید
ali mahrooz

سلام خوبي وبلاگ خيلي قشنگ و جالبي داري خوشحال ميشم اگه به سايت من هم سر بزني در مورد فروش اکانت هاي رپيدشير و مگا آپلود هستش منتظرتم راستي ميشه يه لينک از سايت من تو وبلاگت بدي با همين عنوان فروش اکانت هاي رپيدشير و مگا آپلود ايشالا جبران ميکنم مرسي فعلا باي

من « او » نـــــــدارم !

چقدر این یه تیکه ش رو دوست داشتم : دفتر عمر مرا دست ایام ورقها زده است زیر بار غم عشق قامتم خم شد و پشتم بشکست قشنگ بود

پیام

سلام وبلاگه جالبی دارین به منم سر بزنید.با لینک موافقید؟با چه اسمی لینکتون کنم[گل]

مهسا

اولا که چه عجب بالاخره اپ کردین! شعری که گذاشتین خیلی زیباست خیلی لذت بردم . " گاهگاهی که دلم می گیرد پیش خود می گویم آن که جانم را سوخت یاد می آرد از این بنده هنوز " خیلی دستتون درد نکنه [گل][گل][گل]

علی

سلام . بعد از مدت ها ... چقدر انتظار ... راستی این واژه عشق چقدر زیباست . چه شعر زیبائی را انتخاب کردید . مثل همیشه .