سلام ...تقدیمم به ی ادم مشهوور امیدوارم بیاد بخونه بفهمه1!!!!!

دانه باشی مرغکانت برچنند

غنچه باشی کودکانت برکنند

 

دانه پنهان کن به کلی دام شو

غنچه پنهان کن گیاه بام شو

 

مادحت گر هجو گوید بر ملا

روز ها سوزد دلت زان سوزها

 

گرچه دانی کو ز حرمان گفت آن

کان طمع که داشت از تو شد زیان

 

آن اثر می ماندت در اندرون

در مدیح این حالتت هست آزمون

 

آن اثر هم روز ها باقی بود

مایه کبر و خداع جان شود

 

لیک ننماید چو شیرینست مدح

بد نماید، زانکه تلخ افتاد قدح


/ 3 نظر / 4 بازدید
امیر غلامی

سلام مطلب خوبی بود. [لبخند] اگر تمایل به تبادل لینک دارین اسم لینک من رو "گاهی باید اندیشید" بگذارید. اسم لینک وبلاگتون رو در بخش نظرات وبلاگم بنویسید ممنون [گاوچران]

علی

از اون پست تا این پست یک فشار کلید بود اما چقــــــدر فاصله داشت . این بار حکمت آورده ای به میان . با این مثنوی کلی حال کردیم و خدا ما را از کبر و شهوت مدح حفظ کند . حالا چی شد که این رو نوشتی ؟ دلت خواست شعر به مقامی رسیده ام که مپرس حافظ را هم بذار . خیلی قشنگه . درد هجری کشیده ام که مپرس ...