اشاارت

به نام خدا سلام.... این اپدیت بگی نگی یکم متفاووته یکی از دوستان که خیلی نسبت به من و وبلاگم لطف دارند اقای امینی زحمت کشیدند و واین شعر رو برام فرستادن . برای تشکردوست دارم تو وبلاگم بذارم...منتها....حیف!توش فقط از لیلی گفته و و سر مجنون کلاه رفته...بازم قشنگه...سبکش با شعر های حمید مصدق که من دوست دارم متفاوته...یاد ی خاطره افتادم ...شعری که میگه: اگر مجنون دل شوریده ای داشت                                   دل لیلی از او شوریده تر بودد مضمونش را قبول ندارم... این قشنگتره: تو مو بینی و مجنون پیچش مو                      تو ابرو او اشارتهای ابرو   سر کویی که لیلا بود:
دل مجنون خود بردم
سر کو یی که
لیلا بود
ندیدم بر سر کویش
سری دیگر،
که شیدا بود
کمان ابروی خود
زه کرد
نگاهش گرم و
گیرا بود
دل زارم
به یغما برد
بدان چشمی که،
زیبا بود
صفای کلبه
پیدا بود
نوا در
نی لبکها بود
هوای دل
مصفا بود
شب من
ش...ام یلدا بود
نگاهش پر
زمعنا بود
حروف عشق
خوانا بود
گل روی
لطیف او
دلم را باغ و
صحرا بود
مژه بر
ساحل چشمش
حضور
شاپرکها بود
کمان ابروی
مشکینش
کمین آه و
غمها بود
لبش جامی
مسیحا بود
رخش ماه و
فریبا بود
حباب خنده
بر رویش
نگارم مست و
شهلا بود

ناصر طاهری بشرویه ( روشنا )

از اقای امینی هم مچکرم.(متشکرم) ولی بدوونید اپ کردن برام سخته...باید برم...کم کم...

 

من فک مییکردم زیادم جالب نیست وبلاگم...اما فهمیدم نه! وقتی ی استاد خوب که حقوق خونده این طوری بهم امییدواری میده میفهمم مشکل از من نیست.

 

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
سحر

در حوالی شب پرسه میزدیم و از درز پنجره های کوچک ستارگان قطره قطره نور میچکد. "نجوای چند سایه زیر سپیدار و خیابانهای خالی از سلام و تبسمهای تلخ شب......." صدای شب فقط همین بود سکوت" ما از این جاده گذشتیم و هزاران هزار خاطره ره اورد این جاده هاست. بی انکه بدانم این همه بغض گره بسته در گلویم از چیست؟؟؟؟ غبار پیراهنم را میتکانم ......... تموم زندگیم لبریز میشه از حسرت سلام عزیز..روزت بخير مهربون..پست كلبه قشنگت ديدم.دوست داشتي با قدمهاي سبزت كلبه منم مزين كن[گل].راستي پايين نظرات لينك آموزش فال قهوه و تعميرات خودرو رو هم گذاشتم دوست دارم نظرت در مورد اين لينكها هم بدونم....من که سرزدم دوست دارم تو هم یه سر بزنی مهربون..اميدوارم اين رفت و آمدها ادامه داشته باشه منتظرتم مهربونم. [بغل][گل][گل][بغل]

علی

سلام . شوخی می کنی خانم . منت سرما گذاشتی . نیازی نبود با آوردن نام من رو شرمنده کنی . ضمنا با اون مقدمه و قضیه کلاه و شوریدگی مجنون ... من از کلمات شما تمام زیبائی و ادراک عشق را احساس می کنم . خوش به حال شما و دل عاشقتان . من را هم دعا کنید .

مهسا

شعر بسیار زیبایی بود هم متشکر از شما هم متشکر از اون دوستتون که این شعر را فرستاده ولی بنده با اینکه سر مجنون کلاه رفته باشه موافق نیستم.درسته که همش از لیلا تعریف کرده ولی هر چی گفته حرف دل مجنون بوده