...ملکه ی قلب ها ...
...××××روز نوشت زندگی×××...
قالب وبلاگ

گاهگاهی که دلم می گیرد
پیش خود می گویم
 آن که جانم را سوخت
یاد می آرد از این بنده هنوز

سلام بچه ها…میدونید چیه؟ چند وقتیه مامان گلم هی میگه :آخه پسر تو چیکار داری می کنی؟چرا همش زل زدی به این…بهش گفتم : مامان جان اسمش لپ تابه نه این..!! خیلی خونسرد ادامه داد :  بله خودم میدونم که بهش همین چیزا رو می گن،  سوال کرد  چرا همش به این نگاه می کنی مگه چی داره؟ خندیدم و گفتم:بیا ببین چی ها نداره!! این همه بچه های خوب و با صفا مثل یه دسته ی گل داره، خلاصه اومد کنارم نشست و باهم رفتیم سراغ وبلاگ های قشنگ شما! !  آفرین،آفرین چه عکس هایی چه نوشته هایی!!  همین لحظه مادرم با تعجب گفت:  ای وای این که عکس های تویه ِ پسرم  اونجا چیکار میکنه؟مگه آلبوم نداری…؟  نگاهش کردم و گفتم: مادرجان الحق که  مامان پورنگی!! داری ما رو سرکار میذاری خودت که میدونی این لپ تابه!!نه آلبوم.  خندید و گفت: ”اگه اینطوری نبود که پسرم پورنگ خان نمیشد”  خلاصه همون لحظه یه نوشابه برای هم باز کردیم و خوردیم…در گشت و گذار از وبلاگ های قدیمی شما بچه های با معرفت بگیر تا دوستان جدیدی که بنده رو مورد تفقد قرار دادن مثل  سحر سلطانه،زهرا ناظمی،فائزه حسینی،حسنا حسینی،شیوا محجل،شیوا صرامی،ژاله فرهادروش،زهره.ص.ر،امین فرزامی…  مادرم وقتی نوشته ها و عکس ها رو دید کلی هیجان زده شد و گفت”پاشو،پاشو برو شعله گاز کم کن غذا سررفت!!منم متعجب گفتم : مامان جان شما به چی  زل میزنی؟!! بدون اینکه سرشو برگردونه گفت:عجب عکس های قشنگی و نقاشی های جالبی..اینا مال کیه؟
همین اتفاق باعث شد که بنده به شما خبر بدم به امید خدا در آینده صفحه ای تحت عنوان نقاشی به آثار قشنگ شما در خصوص عموپورنگ اختصاص بدم!!نظرتون چیه؟

توش اسم منم هست... ای ولله!

[ ۱۳۸۸/۱۱/۸ ] [ ۱٠:٠۸ ‎ق.ظ ] [ ... ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

************************** کمــــی مهـربـانتــــــر بــاش لطفــــاً ... ! برای شـــانــه ام سنگیــــن استــــــــــ ... .... ایــن .... ... ســرسنگینـــی هــا ...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب