...ملکه ی قلب ها ...
...××××روز نوشت زندگی×××...
قالب وبلاگ

تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش
 تو را چه وسوسه از عشق باز می دارد ؟
 کدام فتنه بی رحم
 عمیق ذهن تو را تیره می کند از وهم ؟
شب آفتاب ندارد
 و زندگانی من بی تو
چو جاودانه شبی
 جاودانه تاریک است
 تو در صبوری من
 اشتیاق کشتن خویش
 و انهدام وجود مرا نمی بینی
 منم که طرح مودت به رنج بی پایان
و شط جاری اندوه بسته ام اما
تو را چه وسوسه از عشق باز می دارد ؟
 تو را چه می رسد ای آفتاب پاک اندیش؟
ز من چگونه گریزی
تو و گریز از خویش ؟
به سوی عشق بیا
 وارهان دل از تشویش

  

[ ۱۳۸۸/٢/۳٠ ] [ ۳:٢٢ ‎ب.ظ ] [ سیده فائزه حسینی ] [ نظرات () ]

چشمک زند به بخت سیاهم ستاره ای
داده ست روشنی به شبم ماهپاره ای
ای ماه شبفروز ز من درگذر که من
 از خلق روزگار گرفتم کناره ای
 دشتم فریب خورده ز هر ابر تیره ای
یا چوب خشک سوخته از هر شراره ای
بگذار مست باشم کاین درد کهنه را
 جز با می کهن نه علاجی نه چاره ای
از من تو درگذر
ه دگر در خور تو نیست
 مردی دلش ز تیغ جفا پاره پاره ای
هیچم خطا نبود و دلم را شکست و رفت
دامن کشید از چو من هیچکاره ای
سنگ صبور طاقت اندوه من نداشت
درهم شکست از غم دل سنگ خاره  ای
  

[ ۱۳۸۸/٢/۳ ] [ ۳:۳۳ ‎ب.ظ ] [ سیده فائزه حسینی ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

************************** کمــــی مهـربـانتــــــر بــاش لطفــــاً ... ! برای شـــانــه ام سنگیــــن استــــــــــ ... .... ایــن .... ... ســرسنگینـــی هــا ...
نويسندگان
صفحات اختصاصی
امکانات وب