|
...ملکه ی قلب ها ... ...××××روز نوشت زندگی×××...
|
عطار در فواید خاموشی
ای برادر گر تو هستی حق طلب جز بفرمان خدا مگشای لب گر خبر داری زحی لایموت بر دهان خود بنه مهر سکوت ای پسر پند و نصیحت گوش کن گر نجاتی بایدت خاموش کن هر کرا گفتار بسیارش بود دل درون سینه بیمارش بود عاقلان را پیشه خاموشی بود پیشهٔ جاهل فراموشی بود خامشی از کذب و غیبت واجبست ابلهست آن کو بگفتن راغبست ای برادر جز ثنای حق مگو قول حق را از برای دق مگو هر که در بند عبارت میشود هرچه دارد جمله غارت میشود دل ز پر گفتن بمیرد در بدن گرچه گفتارش بود اندر عدن وانکه سعی اندر فصاحت میکند چهرهٔ دل را جراحت میکند رو زبان را در دهان محبوس دار وز خلایق خویش را مایوس دار هر که او بر عیب خود بینا شود روح او را قوتی پیدا شود [ ۱۳٩۱/٢/۱۸ ] [ ٧:٠٩ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ٩:٠۱ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
دیدن گل از قفس بار است بر مرغ چمن رخنه زندان کند دل گیرتر محبوس را
[ ۱۳٩۱/٢/۱٠ ] [ ۸:٤۸ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
جهان خویش را خودمان بسازیم
[ ۱۳٩۱/٢/٩ ] [ ۳:۳۸ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
زین پس منو دل شکستکی بر در او چون دوست دل شکسته میدارد دوست [ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ۸:٥٥ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
بکارت : این واژه ی آبرومند شرقی ! که نگهداری جسمش چه وقیحانه از سکه افتاده و با زیر تیغ جراح رفتن چه راحت رنگ ترمیم به خود می گیرد . اما بکارت روح چه ؟؟؟ هیچ کس نمی فهمد حس تو را جز خودت و خدای خودت. چه کسی بکارت روح را ترمیم می کند؟ آن را کجا باید برد ؟
[ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ٢:٠٩ ب.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
خواهم که بنالم زغم هجر تو گویم [ ۱۳٩۱/٢/۸ ] [ ٩:٠٩ ق.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
ما لعبت کانیم و فلک لعبت باز از روی حقیقتم نه از روی مجاز [ ۱۳٩۱/٢/٧ ] [ ۱۱:٢٤ ق.ظ ] [ سیده فائزه ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin ] |